22..روزمرگی های چندماهه
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:36
داشتم فکر میکردم من اگه بخوام از روزمرگیم بنویسم باید یه پست بنویسم و هر روز از روی همین پست کپی کنم :/ مگه اینکه یه اتفاق خاصی بیفته که بخوام ثبتش کنم :) اینم شرحی از روزمرگی های اینجانب: از 24 ساعت شبانه روز 12 ساعتش مشغول درس خوندنم ^_^ 7ساعت هم که خواب کامل باید داشته باشم ( که البته تا خوابم بب...
23.. نامعلوم الحال
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:36
جالبه که الان حتی خودم هم حالِ خودم رو نمیفهمم!!میشه گفت ترکیبی از: دلتنگی خوشحالی فول انگیزه نگرانی افسوس سردرگمی خستگی و انتظار بزرگترین دغدغهی الانم اینه که: خانهی دوست کجاست... ؟! برچسبها: درگیری های پاییزک
24..خودت رو فراموش نکن
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:36
دیدی یه وقتایی دستت با کاغذ میبرهچقدر اذیتت میکنهمیسوزه ، از فکرت بیرون نمیرهاما مثلاوقتی دستتو با چاقو میبریممکنه چند دقیقه بعد یادت برهدرواقع کاغذ برنده تراز چاقو نیستاما تو انتظار بریدگی از کاغذ رو نداریاین دقیقا حکایت خیلی از آدماسیادمون نره خودمونو از یاد نبریماینو یادمون باشه که تو تنهاترین تن...
25..بابالنگ درازهای زندگی
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:36
بابالنگ دراز عزیزم بعضی آدم هارا نمی شود داشت فقط میشود یک جور خاصی دوستشان داشت :) بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند یا تو برای آنها ... اصلا به آخرش فکر نمیکنی آنها برای اینند که دوستشان بداری ! آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی عشق یک جور خاصی دوست داشتن که اصلا هم کم نیست. این آد...
26.. نوشتن یا ننوشتن مسئله این است
-
تاریخ: 1396/10/10 ساعت: 0:36
خیلی دلم میخواست بنویسم...ولی نمیدونم از چی؟ از کی ؟ از کجا؟ درمورد چی؟... + یه گمشده ای رو اتفاقی پیدا کردم :)برچسبها: درگیری های پاییزک
12..هواخوری
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
یعنی انقدی که لباس عوض کردنوقتی از بیرون برمیگردم خونه برام سختهههه خنثی کردن یه بمب برام سخت نیست :/ + بعد از کلی عالمه مدت امروز رفتم بیرون البته اینم به پیشنهاد همراه همیشگی جان بود که ازم خواست امروز یه وقتی رو خالی کنم باهاش برم بیرون :) بسی یه
13.. گلایه ی دانش آموزی
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
به نظرم ظلمی که یه معلم میتونه به دانش آموز کنهفقط گفتن جزوه مثل درس ریاضیه به طوری که کتاب درسی نو بمونه آگاه باشید و بدانید ریاضی درسی نیست که فقط به جزوه متکی شد + حالا باید فردا از وقتم بزنم و برم یه کتابی رو از دوست جان بگیرم پدرجان هم نمیباشد و مجبورم خودم برم :/ معلمان محترم و از این قبیل لطف...
14..لجبازیِ نچسب
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
چرا وقتی چیزی طبق برنامه و خواستم پیش نمیرههمش به فکرمـ میاد بقیه چیزارو بریزم بهم و روزمو از دست بدم به خاطر اون یه مورد این لجبازی و غرورِ با خودتو بذار کنار انقدم سرخودت غر نزن اینجانب برچسبها: درگیری های پاییزک
15.. شاید موقت
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
عید امسال نتونستم بیام ببینمتو این آخرین عیدی شد که مثل هرسال میتونستم بیام به دیدنت اما نیومدم... با اینکه دیربه دیر میدیدمت اما یذره هم از وجود دوست داشتنیت از دلم کم نمیشد یعنی هرکسی که میدیدتت وکافی بود براش حرف بزنی یعنی عاشقت میشد از بس که شی
16 مهرماهی های مهربون سلطنت رو به آبانیای مغرور تحویل دادن
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
هیچی نشده حکومت آبانیا رسید مهم ترین دلایل شکست حکومت مهریا ضعف و نالایقی شاهان خیانت درباریان و جنگ داخلی بوده است +آبان جانمان :))) + یکی نیست بگه عنوان انقده طولانی آخه ؟ - دلم بسی این عنوان رو خواست که بذارم ^_^برچسبها: عشقولیای پاییزک
17..آرامش شب
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
عشق سادس، مثل اولين نگاه مادر به فرزند،مثل لبخند زدن، مثل مهربوني بدون حدو مرز ، مثل كمك كردن ،مثل حس خوب داشتن در كنار كسي كه دوسش داري و تو هر شرايطي باهاش احساس خوشبختي كردن ، مثل وفاداري ...، زندگي به همين سادگيست اين مائيم كه همچيو پيچيده و سخت
18..خوابِ خوش بو
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
شبا قبل از اینکه به تخت خود هجوم ببرمو با پتوی گوگولی مگولی خود را بسته بندی کنم به خودم عطر میزنم :/ انگار که اگه یه موقع خواب دیدم رفتم جایی یا خواب کسی رو دیدم که پیشمه یا من پیششم بوی خوبی بدم :/ اینم یکی از پشمکیای اینجانب برچسبها: پشمکیای پاییزک
19.. آرامشِ مطلق
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
پوشه ی آهنگای همیشگی این روزامو پلی میکنمصداشو زیاد میکنم دراز میکشم رو تختم زل میزنم به سقف به هجوم افکارم اجازه ی ورود میدم... :)برچسبها: نوشِ جانِ پاییزک
20..همه چیز از ۵ آبانِ... شروع شد
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
آلبوم عکس رو ورق میزنم یه لبخند با تموم وجودم :) دختر و پسرای کوچولویی که الان برای خودشون خانومی شدن، مردی شدن! کسایی که الان خودشون مادرن کسایی که الان خودشون پدرن کسایی که درسشون تموم شده کسایی که الان سربازی هستن یا سربازیشون تموم شده پدربزرگ و
21..چقد اون دوران خوب بود
-
تاریخ: 1396/8/8 ساعت: 18:36
وقتی یه اشتباهی رو دوباره انتخاب کنی دیگه اسمش اشتباه نیست حماقتـــــــه... خیلی حرفا داشتم برای گفتن اما درجوابت فقط یه لبخند فرستادم :) و با کلمه ی" امیدوارم " میدونی شاید به خاطر اینکه خاطرت برام عزیزه کامل از چشامـ نیفتادی ولی دیگه اون حکم همیشگی رو واسم نداری هنوزم برای انتخابت نگرانم...