دیدی یه وقتایی دستت با کاغذ میبرهچقدر اذیتت میکنهمیسوزه ، از فکرت بیرون نمیرهاما مثلاوقتی دستتو با چاقو میبریممکنه چند دقیقه بعد یادت برهدرواقع کاغذ برنده تراز چاقو نیستاما تو انتظار بریدگی از کاغذ رو نداریاین دقیقا حکایت خیلی از آدماسیادمون نره خودمونو از یاد نبریماینو یادمون باشه که تو تنهاترین تنهاییاوقتی کنار تو بودن بدترین جای دنیا بود همیشه پیشت موند...اون 1 بودیخودمون رو دوست داشته باشیمبیاین 1 نکنیم کی هستیم+ متن بالارو از یه ویدیوِ کوتاه نوشتم
البته این متن با صدای قشنگه یه گوینده بود که دلنشینی بیشتری داشت :)
بعدش هم صدای بارون پاییزی از پشت پنجره به گوشت بخوره ^_^
لبتون خندون و دلتون پراز حس خوب :)
برچسبها:
عشقولیای پاییزک
برچسب:
نویسنده: پرهام عابدی
تاريخ: يکشنبه
10 دی
1396 ساعت: 0:36